پیش‌نیازهای فهم Transformer؛ از Tokenization تا Embedding

چرا مهم است

اگر با مدل‌های زبانی کار می‌کنی، این پایه‌ها کمک می‌کنند بدانی متن چگونه به واحدهای عددی تبدیل می‌شود و نتیجه چگونه ارزیابی می‌شود. مثال منبع نشان می‌دهد چرا Accuracy بالا به‌تنهایی کافی نیست.

قبل از خواندن، این‌ها را بدان۶ مفهوم
Natural Language Processing

شاخه‌ای از AI برای کار با زبان انسان و شناسایی الگوهای آن؛ از تشخیص spam تا ترجمه و تولید متن.

بیشتر درباره این مفهوم

metrics

معیارهایی برای سنجش عملکرد مدل؛ هر معیار جنبه‌ای مشخص از نتیجه را اندازه می‌گیرد.

بیشتر درباره این مفهوم

Precision

سهم موارد واقعاً مثبت از میان همهٔ مواردی که مدل مثبت اعلام کرده است.

بیشتر درباره این مفهوم

نمایش همه (۶)
Recall

سهم موارد مثبت شناسایی‌شده توسط مدل از میان همهٔ موارد واقعاً مثبت.

بیشتر درباره این مفهوم

Tokenization

تقسیم متن به واحدهای کوچک‌تر به نام token؛ این واحدها می‌توانند کلمه، بخشی از کلمه یا یک حرف باشند.

بیشتر درباره این مفهوم

Embedding

نمایش عددیِ آموخته‌شده‌ای که می‌تواند رابطه‌های معنایی میان کلمه‌ها را منعکس کند.

بیشتر درباره این مفهوم

پشت پاسخ‌های ابزارهایی مثل ChatGPT،؜ Gemini و Claude،؜ مسئله‌ای بنیادی قرار دارد: کامپیوتر چگونه با زبان انسان کار می‌کند؟ منبع، Transformer را از فناوری‌های اصلی Generative AI معرفی می‌کند، اما بخش موجود از مطلب بر پیش‌نیازهای آن تمرکز دارد و هنوز به توضیح سازوکار Transformer نمی‌رسد.

نقطهٔ شروع، Natural Language Processing یا NLP است؛ حوزه‌ای از AI برای کار با زبان انسان و شناسایی الگوهای آن. کاربردهایش فقط تولید متن نیست. تشخیص spam و تشخیص مثبت یا منفی بودن نظرها، نمونه‌های Classification هستند. شناسایی نام فرد، سازمان، مکان و تاریخ در جمله، Named Entity Recognition نام دارد. تعیین نقش دستوری کلمه‌ها نیز Part-of-Speech Tagging است. ترجمه، خلاصه‌سازی، پاسخ به پرسش و تولید code هم در میان کاربردهای تولید محتوا قرار می‌گیرند.

برای ارزیابی این کارها، یک عدد همیشه کافی نیست. منبع مثالی از هزار نفر می‌آورد که فقط یکی از آن‌ها بیمار است: مدلی که همه را سالم اعلام کند، Accuracy برابر با ۹۹٫۹ درصد دارد، اما همان فرد بیمار را پیدا نمی‌کند. Precision نشان می‌دهد چه سهمی از موارد مثبتِ اعلام‌شده واقعاً مثبت‌اند؛ Recall نشان می‌دهد چه سهمی از کل موارد مثبت شناسایی شده‌اند. F1-Score این دو را ترکیب می‌کند. BLEU برای مقایسهٔ ترجمه با متن مرجع و ROUGE برای سنجش هم‌پوشانی خلاصه با مرجع به کار می‌روند.

گام بعدی، Tokenization است: متن به واحدهای کوچک‌تری به نام token تقسیم می‌شود. هر token لزوماً یک کلمهٔ کامل نیست؛ ممکن است یک حرف یا بخشی از کلمه باشد. روش‌های subword مانند Byte Pair Encoding و WordPiece،؜ کلمه‌ها را به بخش‌های کوچک‌ترِ قابل استفادهٔ مجدد تقسیم می‌کنند تا میان اندازهٔ واژگان و طول توالی تعادل برقرار شود. سپس token‌ها به شناسه‌های عددی نگاشت می‌شوند.

اما شناسهٔ عددی به‌تنهایی رابطهٔ معنایی را نشان نمی‌دهد. در One-Hot Encoding هر کلمه نمایش جداگانه‌ای دارد، بدون اینکه نزدیکی معنایی کلمه‌ها مشخص شود. در مقابل، Word2Vec نمایش‌های معنادار یا Embedding را از الگوی حضور کلمه‌ها در جمله یاد می‌گیرد. منبع در توضیح روش CBOW می‌گوید که مدل با استفاده از کلمه‌های اطراف، کلمهٔ هدف را پیش‌بینی می‌کند.

نکته کلیدی

هنگام ارزیابی مدل، فقط به Accuracy نگاه نکن؛ Precision و Recall را هم در نظر بگیر. همچنین یادت باشد token لزوماً کلمهٔ کامل نیست و شناسهٔ عددی آن به‌تنهایی رابطهٔ معنایی را نشان نمی‌دهد.

خواندن مقاله اصلی (در زبانه‌ی جدید باز می‌شود)
برچسب‌ها (۴)